ترجمه "fieltro" به فارسی
نمد, نمد بهترین ترجمه های "fieltro" به فارسی هستند.
fieltro
noun
masculine
دستور زبان
-
نمد
Tenía un registro alto, duro, de hojalata, porque todo el fieltro se había desgastado.
پیانو در محدوده صداهای زیر طنین بسیار ضعیف و خشکی پیدا کرده بود، زیرا نمد سر چکشها به کلی از بین رفته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fieltro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fieltro
-
نمد
Tenía un registro alto, duro, de hojalata, porque todo el fieltro se había desgastado.
پیانو در محدوده صداهای زیر طنین بسیار ضعیف و خشکی پیدا کرده بود، زیرا نمد سر چکشها به کلی از بین رفته بود.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن