ترجمه "final" به فارسی
فینال, نهایی, آخر بازی بهترین ترجمه های "final" به فارسی هستند.
final
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Después de todos los otros. [..]
-
فینال
noun adjectiveSi esto es porque las Bellas irán a la final, ya lo sabemos.
اگه درباره ی اینه که بِلاها رسیدن به فینال ، خودمون قبلا فهمیدیم.
-
نهایی
adjectiveAcumular existencias, hacer viajar los productos por todo el mundo antes de llegar a los consumidores finales.
انباشتن سهام، تولید محصولاتی که کل دنیا رو طی میکنه قبل از اینکه به مصرف کننده نهایی برسه.
-
آخر بازی
tercera etapa de una partida de ajedrez
observa todos las ejecuciones posibles y hacia el final del juego,
میتونه با در نظرگرفتن همه حرکت های امکانپذیر تا آخر بازی، الگوریتم مشکل بالاییه رو بهتون بگه
-
ترجمه های کمتر
- آخرین
- اخرین
- انتها
- انهدام
- تخریب
- خرابی
- فرجام
- ویرانی
- پایان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " final " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "final"
عباراتی شبیه به "final" با ترجمه به فارسی
-
سرانجام کیهان
-
کالای ساختهشده
-
عصر
-
آخرین اپیزود فصل
-
مصرف · مصرف نهايي
-
رستاخیز
-
کاربر نهایی
-
لیمیت سوئیچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن