ترجمه "firma" به فارسی
امضا, امضاء, شركت بهترین ترجمه های "firma" به فارسی هستند.
firma
noun
verb
feminine
دستور زبان
de baja reputación [..]
-
امضا
nounescritura gráfica o grafo manuscrito que tiene fines identificatorios, jurídicos, representativos y diplomáticos
Por favor, firme al final del documento.
لطفاً در زیر آن سند امضا کنید.
-
امضاء
nounEs importante para el hospital tenerlo firmado para procedimientos que son completamente innecesarios.
براي بيمارستان خيلي مهمه که براي رَوش هايي که اصلاً لزومي نداره امضاء بگيريم.
-
شركت
Relación comercial de dos o más personas, especialmente cuando lo registran.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " firma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "firma"
عباراتی شبیه به "firma" با ترجمه به فارسی
-
امضا شده دیجیتالی
-
امضای الکترونیک
-
روکش جاده
-
خط امضا
-
آبیس فیرما · نراد ژاپني
-
مؤسسه حقوقی
-
گوشت دی.اف.دی
-
تنظیم امضا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن