ترجمه "flauta" به فارسی
فلوت ترجمه "flauta" به فارسی است.
flauta
noun
feminine
دستور زبان
tortilla de maíz sin freír rellena de carne o cualquier otro guisado [..]
-
فلوت
سازی بادی چوبی
Tocas la flauta detrás de mi y ahora quieres cantar!
تو پشت سر من فلوت ميزني برميگردي و الان ميخواي بخوني!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flauta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "flauta"
عباراتی شبیه به "flauta" با ترجمه به فارسی
-
زامپونیا
-
ریکوردر · نی انبان
-
سوت
-
سوت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن