ترجمه "flojo" به فارسی
تَنبَل, تنبل, شل بهترین ترجمه های "flojo" به فارسی هستند.
flojo
adjective
masculine
دستور زبان
debilucho [..]
-
تَنبَل
-
تنبل
adjectiveEllos dicen que todos los cristianos son gordos y flojos.
راسته که می گن همه ی مسیحی ها چاق و تنبل هستن
-
شل
adjectiveCreí que la batería estaba muerta, pero uno de los contactos estaba flojo.
فکر کردم باتری خالی کرده ولی یکی از بست ها شل بود
-
ترجمه های کمتر
- ضعیف
- لس
- لق
- نزار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flojo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flojo" با ترجمه به فارسی
-
آلوئه كرئوله · آلوئه مالگاكه · اکمئا ماگدالنائه · خنجري · شاهدانه موریتیوس · فورکرئا ژیگانتئا
-
ابریشم · تَنبَل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن