ترجمه "foco" به فارسی
کانون, فوکوس, مركز بهترین ترجمه های "foco" به فارسی هستند.
foco
noun
masculine
feminine
دستور زبان
lámpara de pilas [..]
-
کانون
En otras palabras, el icono se convierte en foco de idolatría.
تمثال وقتی در کانون توجهات قرار میگیرد به بت مبدّل میشود.
-
فوکوس
Tiene que estar en alta resolución y en foco.
بايد با جزئيات و فوکوس بالا باشه
-
مركز
Centro a partir del cual se difunde un fenómeno.
-
ترجمه های کمتر
- نورافکن
- کانون (هندسه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Foco
-
کانون عدسی
عباراتی شبیه به "foco" با ترجمه به فارسی
-
تمرکز ورودی
-
منبع گرمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن