ترجمه "fondo" به فارسی

پشت, پس زمينه, اساس بهترین ترجمه های "fondo" به فارسی هستند.

fondo noun masculine دستور زبان

Parte más alejada del frente. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشت

    noun

    Me gusta especialmente el pequeño pingüino Linux al fondo.

    من به خصوص آن پنگوئن كوچك لینوکس را در آن پشت را دوست دارم.

  • پس زمينه

    Parte más alejada del frente.

    Si el fondo es simple, generalmente tengo que estar de 3 a 4 horas.

    اگر پس زمينه ساده باشد، معمولاً بايد سه تا چهار ساعت بايستم.

  • اساس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ته
    • قسمت نهایی
    • پس زمینه
    • پسزمینه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fondo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fondo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fondo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه