ترجمه "fosa" به فارسی
خندق, قبر, آرامگاه بهترین ترجمه های "fosa" به فارسی هستند.
fosa
noun
feminine
دستور زبان
Una grieta profunda con bordes abruptos.
-
خندق
nounHiciste bien en construir el foso interior alrededor del complejo.
و تو خوب انجامش دادي ، ساختن خندق داخل قلعه ، اطراف فرماندهي.
-
قبر
nounEstoy de pie junto a la lápida, mirando el foso.
من رويِ سنگ کنار قبر ايستاده بودم و داخلش رو نگاه مي کردم
-
آرامگاه
noun
-
ترجمه های کمتر
- جوی
- شکاف
- فرق بسیار
- وقفه
- پارگین
- پرتگاه عظیم
- چال
- چاله
- گودال
- گور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fosa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fosa" با ترجمه به فارسی
-
زهکشی نهر روباز
-
درازگودال
-
گور دستهجمعی
-
گودالها · گودالهاي ذخيرهسازي
-
درازگودال پورتوریکو
-
گور دسته جمعي
-
درازگودال ماریانا
-
حفره بینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن