ترجمه "fruncir" به فارسی

اخم کردن, جمع کردن, غنچه کردن بهترین ترجمه های "fruncir" به فارسی هستند.

fruncir verb دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخم کردن

    verb

    Igualmente, al hablar acerca de las condiciones de felicidad del nuevo sistema de cosas, difícilmente sería apropiado mirar al auditorio con el ceño fruncido.

    به همین نحو، وقتی که دربارهٔ اوضاع خوب سیستم چیزهای جدید صحبت میکنی، اخم کردن مناسب نخواهد بود.

  • جمع کردن

    verb

    El músculo involucrado más importante es el orbicularis oris porque se usa para fruncir los labios.

    مهمترين ماهيچه اي که " موقع بوسيدن " اوربيسه که واسه جمع کردن لب ها استفاده ميشه

  • غنچه کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fruncir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fruncir" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fruncir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه