ترجمه "fuerza" به فارسی

نیرو, زور, استقامت بهترین ترجمه های "fuerza" به فارسی هستند.

fuerza noun verb feminine دستور زبان

En física, cantidad vectorial que produce un cambio de velocidad en un cuerpo con masa. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیرو

    noun

    درسی

    Estas dos fuerzas funcionan en el núcleo de los átomos, y son claros indicativos de reflexión previa.

    این دو نیرو در هستهٔ اتم عمل میکنند، و بخوبی گواه آنند که از پیش طراحی شدهاند.

  • زور

    noun

    Enfrentábamos la violencia con la fuerza y el caos con el caos.

    جواب خشونت را با زور و هرج و مرج را با هرج و مرج دادیم.

  • استقامت

    noun

    y resisten todo tipo de fuerzas aerodinámicas.

    و در برابر تمام انواع نیروهای آئرودینامیک استقامت کند

  • ترجمه های کمتر

    • انرژی
    • بنیه
    • تار وپود
    • تندی
    • درنده خویی
    • رگ وپی
    • شدت
    • قدرت
    • نیروی حیاتی
    • نیروی عضلانی
    • نیروی پایداری
    • وتر
    • وحشی گری
    • پرواری
    • پی
    • گوشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fuerza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fuerza

Fuerza (Star Wars)

+ اضافه کردن

"Fuerza" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fuerza در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fuerza"

عباراتی شبیه به "fuerza" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fuerza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه