ترجمه "fuga" به فارسی
تراوش, فرار, فرار از زندان بهترین ترجمه های "fuga" به فارسی هستند.
fuga
noun
verb
feminine
دستور زبان
Acto de abandonar una situación peligrosa o poco agradable. [..]
-
تراوش
noun -
فرار
nounEste vehículo estuvo implicado en un accidente con fuga.
اين ماشين ديشب زده به يه ماشين و فرار کرده.
-
فرار از زندان
nounTodo esto fue una fuga de la prisión elaborada.
همه ی این ماجرا یه داستان استادانه بود برای فرار از زندان
-
ترجمه های کمتر
- فوگ
- نشت
- چکه
- گریز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fuga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fuga"
عباراتی شبیه به "fuga" با ترجمه به فارسی
-
گريختن
-
نشت حافظه · کمبود حافظه
-
گریز گسسته
-
نقطه گریز
-
فرار مغزها
-
نشت اطلاعات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن