ترجمه "fulano" به فارسی
بهمان, دوست, فلان بهترین ترجمه های "fulano" به فارسی هستند.
fulano
noun
masculine
دستور زبان
para referirse a alguien sin decir el nombre
-
بهمان
noun -
دوست
nounDoctor maduro llega con su fulana y se lleva a la hija bastarda de mi hijo.
دکتر ميانسال با دوست دختر پسرم فرار کردن و بچه ي دوست داشتنيِ پسرم رو با خودشون بردن
-
فلان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fulano " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fulano
proper
masculine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fulano" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fulano در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fulano" با ترجمه به فارسی
-
جنده · فاحشه · کلاهبردار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن