ترجمه "fumar" به فارسی
دود کردن, سیگار کشیدن, سیگارکشیدن بهترین ترجمه های "fumar" به فارسی هستند.
fumar
verb
دستور زبان
Inhalar humo, por ejemplo de un cigarrillo o de un cigarro. [..]
-
دود کردن
verbCharlie lo hubiese sabido, si no fumase toda esa marihuana.
چارلي هم اگه هميشه در حال علف دود کردن نبود ، ميفهميد
-
سیگار کشیدن
verbA fin de cuentas Tom dejó de fumar.
بالاخره تام سیگار کشیدن را قطع کرد.
-
سیگارکشیدن
verbse expongan a influencias que les hacen comenzar fumar.
که تحت تأثیراتی باشند که شروع به سیگارکشیدن کنند.
-
کشیدن
verbParé de fumar y de beber.
من کشیدن سیگار و مصرف الکل را متوقف کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fumar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fumar"
عباراتی شبیه به "fumar" با ترجمه به فارسی
-
سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است
-
سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است · سیگار کشیدن ممنوع اشت
-
جنس سماق · ریوس · سماقها
-
استعمال دخانیات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن