ترجمه "función" به فارسی

تابع, اداره, استان بهترین ترجمه های "función" به فارسی هستند.

función noun feminine دستور زبان

Una actuación, programa o exhibición que ofrece entretenimiento a un grupo de personas, presentado en algún medio de comunicación, como radio o televisión o en vivo, en un museo o teatro. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابع

    noun

    concepto en matemática

    Que asegura poder darle sentido a los valores negativos de la función gama.

    کسي که ادعا ميکنه ميتونه مقادير منفي رو براي تابع گاما تعريف کنه

  • اداره

    noun

    Oficio o asignación de trabajo público.

    Lo siento, no es uno de los sus funciones de lujo de la sociedad presidenciales.

    بگم متاسفم که اينجا ديگه بر اساس جامعه ي رئيس جمهوري اداره نميشه

  • استان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عملکرد
    • قصد
    • مقصود
    • منظور
    • نقشه
    • نقشه برداری
    • ولایت
    • ویژگی
    • کاربرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " función " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Función
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابع

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Que asegura poder darle sentido a los valores negativos de la función gama.

    کسي که ادعا ميکنه ميتونه مقادير منفي رو براي تابع گاما تعريف کنه

عباراتی شبیه به "función" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "función" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه