ترجمه "gamma" به فارسی
گاما ترجمه "gamma" به فارسی است.
gamma
noun
feminine
دستور زبان
-
گاما
nounNo lo logró, por lo que después inventó el bisturí gamma.
او ناموفق بود، بنابراین او چاقوی جراحی گاما را اختراع کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gamma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gamma" با ترجمه به فارسی
-
والرولاکتون-گاما
-
انفجار پرتوی گاما
-
تابش گاما
-
لیندان · گاما-اچ.سي.اچ · گاما-بي.اچ.سي
-
لیندان · گاما-اچ.سي.اچ · گاما-بي.اچ.سي
-
اسید گاما-لینولنیک
-
پرتو گاما
-
اوتوگرافا گاما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن