ترجمه "garante" به فارسی
ضامن, ضمانت کننده, کفیل بهترین ترجمه های "garante" به فارسی هستند.
garante
noun
masculine
دستور زبان
garantía (ojo : no se trata de una persona)
-
ضامن
nounEl acuerdo estipulaba que si el prestatario no podía devolver el dinero, el garante estaba obligado a pagarlo.
طبق قرارداد چنانچه وامگیرنده قادر به بازپرداخت اقساط وام نمیبود ضامن ملزم به پرداخت آن میشد.
-
ضمانت کننده
noun -
کفیل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن