ترجمه "garganta" به فارسی
گلو, حلق, گلوگاه بهترین ترجمه های "garganta" به فارسی هستند.
garganta
noun
feminine
دستور زبان
garganta (murcianismo) [..]
-
گلو
nounparte del cuello anterior a la columna vertebral
Al hablar, relaje los músculos de la garganta, el cuello, los hombros y el resto del cuerpo.
برای صحبت کردن ماهیچههای گلو، گردن، شانهها و کل بدنتان را آزاد کنید.
-
حلق
nounLe brinda un nuevo significado al término " garganta profunda ".
قطعا به این حرف ؛ تا اعماق حلق ، یه معنی جدید داده
-
گلوگاه
nounUn hoyo en el cuello, evitando la garganta.
یه سوراخ توی گردن که اتصال گلوگاه اش رو کوتاه تر می کنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garganta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Garganta
-
حلق
nounLe brinda un nuevo significado al término " garganta profunda ".
قطعا به این حرف ؛ تا اعماق حلق ، یه معنی جدید داده
-
فارنکس
تصاویر با "garganta"
عباراتی شبیه به "garganta" با ترجمه به فارسی
-
گلودرد
-
پرستوی گلوسفید
-
پرستوی سینهسفید
-
صدفهای خوراکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن