ترجمه "garra" به فارسی
چنگ, ناخن, منقار بهترین ترجمه های "garra" به فارسی هستند.
garra
noun
feminine
دستور زبان
de bajo valor [..]
-
چنگ
nounHa escapado de nuestras garras en cada momento.
هر جا رو گشتیم اون خودش رو از چنگ ما پنهون کرد
-
ناخن
nounHijo, yo peleaba por los derechos de los mutantes antes de que tú tuvieras garras.
پسرم ، من خيلي قبل از اينکه تو ناخن دربياري براي حقوق جهش يافته ها مبارزه کردم
-
منقار
noun
-
ترجمه های کمتر
- پنجه
- پنجول
- چنگال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "garra"
عباراتی شبیه به "garra" با ترجمه به فارسی
-
پنجهها
-
چرخها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن