ترجمه "garrote" به فارسی
باتون, چماق, چنبه بهترین ترجمه های "garrote" به فارسی هستند.
garrote
noun
masculine
دستور زبان
Mazo corto y pesado con una punta redondeada que se usa como arma. [..]
-
باتون
nounQuizá un garrote o un palo.
شايد يه تيکه چوب يا باتون
-
چماق
nounPoco tiempo después, llega al lugar una multitud con antorchas, espadas y garrotes.
پس از چندی گروهی اوباش مشعل به دست و مسلّح به چماق و شمشیر به سوی عیسی آمدند.
-
چنبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garrote " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "garrote"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن