ترجمه "gato" به فارسی
گربه, گربهها, جک بهترین ترجمه های "gato" به فارسی هستند.
gato
noun
masculine
دستور زبان
músculo del brazo [..]
-
گربه
nounجانوری اهلی از خانواده گربه سانان
Mi gato es como un bebé, me sigue a donde quiera que vaya.
گربه من مانند یک کودک است، هر جا می روم مرا دنبال می کند.
-
گربهها
nounHace siglos, nuestros antepasados quemaban gatos vivos como forma de entretenimiento popular.
قرنها پیش، اجداد ما گربهها را برای سرگرمی زنده زنده میسوزاندند.
-
جک
noun properHasta que la madera se ajuste y tome el peso del vehículo, como un gato.
تا اينکه چوب به صورت قائم در بياد و وزن ماشين بره روش. مثل يک جک.
-
ترجمه های کمتر
- پیشی
- گربه دشتی،
- تجهیزات جوشکاری
- تجهیزات نگهداری
- دور سرگردان
- فليس كاتوس
- پشک
- گرب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gato"
عباراتی شبیه به "gato" با ترجمه به فارسی
-
گربه شرودینگر
-
گربه
-
قلاب
-
گربه سیامی
-
گوشت گربه
-
جک
-
بیماری خراش گربه
-
پيش مرگ شدن، در انجام كار مشكلي پيش قدم شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن