ترجمه "gemelo" به فارسی
همزاد, دو قلو, دکمه سردست بهترین ترجمه های "gemelo" به فارسی هستند.
gemelo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
gemelo (músculo) [..]
-
همزاد
noun¿Le has dejado el puesto a tu gemela diábolica?
دوباره جات رو با همزاد شيطانيت عوض کردي ؟
-
دو قلو
Caso de nacimientos múltiples en el cual la madre da a luz a dos descendientes en el mismo embarazo.
Ya sé que tú y Sahir son gemelos.
من ميدونم که تو و ساحر دو قلو هستيد
-
دکمه سردست
No viniste a Brooklyn por unos gemelos.
این راه را تا بروکلین برای دکمه سردست آمدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gemelo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gemelo"
عباراتی شبیه به "gemelo" با ترجمه به فارسی
-
دوربین دولنزی بازتابی
-
دو قلو
-
doqolu · برادرها · تنیها · خواهرها · دوربین · دوقلو · دوقلوها · سهقلوها · همپدمارها · چهارقلوها
-
اعداد اول دوقلو
-
دلبر · محبوب
-
پارادوکس دوقلو
-
مرکز تجارت جهانی
-
دوقلوهای همسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن