ترجمه "globo" به فارسی
بادکنک, بالون, جهان بهترین ترجمه های "globo" به فارسی هستند.
globo
noun
masculine
feminine
دستور زبان
receptáculo de materia flexible lleno de gas con que juegan los niños o que se usa como decoración en fiestas [..]
-
بادکنک
nounrecipiente de material flexible relleno de gas [..]
Esta es una bomba pequeña con la que se puede inflar un globo.
این یک تلمبه خیلی کوچک است که با آن می توانید یک بادکنک باد کنید.
-
بالون
nounEstamos tratando de llevar Internet en globos aerostáticos.
ما در تلاش هستیم تا اینترنت را بوسیله بالون تولید کنیم.
-
جهان
nounEl mensaje llega a todo el globo terráqueo
پیامی که به چهار گوشهٔ جهان راه مییابد
-
ترجمه های کمتر
- گیتی
- بالون (داستانهای مصور)
- تیزانك
- كره
- پوقانه
- کره
- گلوب
- گوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " globo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "globo"
عباراتی شبیه به "globo" با ترجمه به فارسی
-
کره مجازی
-
بالون
-
جایزه گلدن گلوب
-
بالون هواشناسی
-
تخم چشم · دیدن · نگاه کردن · پاییدن
-
پفماهیان
-
ماهیچههای برونچشمی
-
گوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن