ترجمه "gol" به فارسی

گل, غول, گل کردن بهترین ترجمه های "gol" به فارسی هستند.

gol noun masculine دستور زبان

Intento exitoso de lograr una anotación. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گل

    noun

    la meta de algunos deportes o juegos. El que posea mas goles gana

    El segundo lugar donde me siento libre es después de meter un gol en el campo de futbol.

    دومین جایی که احساس آزادی میکنم بعد از گل زدن در زمین فوتبال است.

  • غول

    noun
  • گل کردن

    noun

    Esquivó al arquero y metió el gol.

    دروازه بان رو دريبل زد و توپ رو گل کرد

  • هدف

    noun

    El gol era de Abhi, pero dejo deliberadamente que anotara Rohan.

    ميدوني " آبهي " از اولش با هدفِ بُرد اومد توو زمين ولي آخرش گلي که خودش ميتونست بزنه داد به " روهان " بزنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gol"

عباراتی شبیه به "gol" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه