ترجمه "grabar" به فارسی
تراشیدن, حكاكيكردن, منقوش کردن بهترین ترجمه های "grabar" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: IMAX tiene la capacidad de grabar y mostrar imágenes de mucho más tamaño y resolución que los sistemas de películas fotográficas convencionales. ↔ آیمکس دارای ظرفیت ضبط و نمایش تصاویر با اندازه و وضوح بسیار بیشتری نسبت به سیستمهای سنتی و قدیمی فیلم است.
grabar
verb
دستور زبان
Realizar una grabación de audio o video. [..]
-
تراشیدن
verb -
حكاكيكردن
Tallar un material trazando un dibujo o un texto.
-
منقوش کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مهر زدن
- نسخه برداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grabar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grabar"
عباراتی شبیه به "grabar" با ترجمه به فارسی
-
چاپ هلیوگراور
-
ضبط نمایش اسلاید
-
کتاب گویا
-
حکاکی · گراورسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "grabar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
IMAX tiene la capacidad de grabar y mostrar imágenes de mucho más tamaño y resolución que los sistemas de películas fotográficas convencionales.
آیمکس دارای ظرفیت ضبط و نمایش تصاویر با اندازه و وضوح بسیار بیشتری نسبت به سیستمهای سنتی و قدیمی فیلم است.
Para grabar de nuevo, presione 2.
برای ضبط دوباره پیغام کلید 2 را فشار دهید
El plan original era grabar material nuevo en los estudios Fort Apache, donde ya había producido The Purple Tape y Come On Pilgrim.
طرح اولیه این بود که یک آلبوم جدید در Fort Apache Studios ضبط شود، جایی که گروه قبلاً The Purple Tape و Come On Pilgrim را تهیه کرده بود.
Para otra gente sería más fácil llevar cascos y grabar sus ojos.
بنابراین این دستگاه را به کمک کلاه ایمنی دوچرخه سواری ساختم تعدادی لامپ و تلویزیون آسان ترین راه برای مردم این است تا کلاه ایمنی بپوشند و چشم هایشان را ضبط کنند.
Sí, Funke, puedes grabar esto, ¿ok?
آره فانک مي توني با اين رکورد بزني