ترجمه "grado" به فارسی
درجه ترجمه "grado" به فارسی است.
grado
noun
verb
masculine
دستور زبان
Unidad de medida angular igual a 1/360 de una circunferencia. [..]
-
درجه
noununidad de medida de temperatura
Quemaduras de tercer grado y una severa inhalación de humo.
سوختگی درجه سه و راه تنفس سوخته شده و لوله گذاری شده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grado"
عباراتی شبیه به "grado" با ترجمه به فارسی
-
نماد درجه
-
خراشدهندهها · ديسكها · دیسکها · ماشینهای شخمزنی و علف هرزکنی · کشتگرها
-
درجه آزادی
-
درجات تخصصی
-
شش درجه آزادی
-
گرادیان
-
کارشناسی
-
سلسیوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن