ترجمه "grande" به فارسی

بزرگ, وسيع, مه بهترین ترجمه های "grande" به فارسی هستند.

grande noun adjective masculine دستور زبان

Quien tiene una reputación positiva o es admirado. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگ

    adjective

    La unidad agranda las cosas pequeñas, la discordia arruina las cosas grandes.

    هماهنگی سبب رشد چیزی کوچک میشود، ناهماهنگی چیز بزرگ را هم ازبین میبرد.

  • وسيع

    adjective
  • مه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • bozorg
    • اصیل زاده
    • اعیان
    • برجسته
    • بزرگان
    • بُزُرگ
    • جادار
    • سترگ
    • عظیم
    • فراخ
    • قابل احترام
    • قابل ملاحظه
    • قشنگ
    • محترم
    • مفصل
    • نسبتا خوب
    • والا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grande " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grande
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگ

    adjective

    La unidad agranda las cosas pequeñas, la discordia arruina las cosas grandes.

    هماهنگی سبب رشد چیزی کوچک میشود، ناهماهنگی چیز بزرگ را هم ازبین میبرد.

تصاویر با "grande"

عباراتی شبیه به "grande" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "grande" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه