ترجمه "grano" به فارسی
دانه, خرمن, کریستالیت بهترین ترجمه های "grano" به فارسی هستند.
grano
noun
verb
masculine
دستور زبان
barros espinillas
-
دانه
nounEs mucho más fácil comprarlo por Internet que extraer los pocos granos que realmente tienen estos pañales.
خریدن آن از طریق اینترنت بسیار ساده تر از جدا کردن چند دانه آن از داخل پوشک است.
-
خرمن
nounY las eras tienen que estar llenas de grano limpio, y las tinas de lagar tienen que desbordarse de vino nuevo y aceite” (Joel 2:21-24).
پس خرمن از گندم پُر خواهد شد و معصرهها از شیره و روغن لبریز خواهد گردید.»—یوئیل ۲:۲۱-۲۴.
-
کریستالیت
estructura de una roca formada por pequeños elementos perceptibles a simple vista
-
ترجمه های کمتر
- ابله
- جوش
- دانه (یکا)
- مغزهسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grano " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grano"
عباراتی شبیه به "grano" با ترجمه به فارسی
-
تریتیکوم مونوکوکوم · گندم تکدانهای · گندم يكدانه
-
جو · دانه جو
-
دانه خردل
-
کاکائو
-
انار · انارها · درخت انار · نارنجک · گرانادا · گرنادا
-
انار
-
غله · غله (دانه)
-
دلمه پنیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن