ترجمه "halo" به فارسی

هاله, شادورد, شاهورد بهترین ترجمه های "halo" به فارسی هستند.

halo verb noun دستور زبان

Disco sólido de luz u oro.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هاله

    noun proper

    ♪ Hay una figura solitaria en un halo de luz ♪

    مردی تنها با هاله ای از نور

  • شادورد

  • شاهورد

  • ترجمه های کمتر

    • شایورد
    • طوق ماه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " halo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Halo
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هاله

    noun proper

    visión del espectro luminoso en forma de aro alrededor del Sol

    ¿Cómo tienes la última versión de " Halo "?

    چطوري ورژن جديد " هاله اي " رو گرفتي ؟

عباراتی شبیه به "halo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "halo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه