ترجمه "heces" به فارسی
ان, پهن, گه بهترین ترجمه های "heces" به فارسی هستند.
heces
noun
feminine
دستور زبان
-
ان
noun -
پهن
noun -
گه
nounEscuché que un detenido cubrió su celda de heces.
شنیدم یه بازداشتی کل سلولشو گه مالی کرده
-
ترجمه های کمتر
- مدفوع
- گه ان پهن
- براز
- فضولات ماكيان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heces " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "heces" با ترجمه به فارسی
-
درد · دفع · زوائد · فضله · فضولات · لرد · نجاست · پس مانده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن