ترجمه "herido" به فارسی
مجروح ترجمه "herido" به فارسی است.
herido
adjective
verb
masculine
دستور زبان
de goma [..]
-
مجروح
adjectiveEn la batalla, Saúl sufre heridas graves y sus hijos pierden la vida.
در جنگ پسران شاؤل کشته شده، خود به سختی مجروح میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " herido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "herido"
عباراتی شبیه به "herido" با ترجمه به فارسی
-
ترومای گلوله
-
جانباز
-
زخمها
-
آسیب · اسید · اهانة · توهین · جراحت · خسارت · دشنام · ذلة · زخم · زیان · صدمه · ضرر · غبن
-
شخودن · کینه ورزیدن
-
ترومای سر
-
زخم چاقو
-
آسیب دست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن