ترجمه "herradura" به فارسی
نعل, نعل اسب, هرسشو، کارولینای شمالی بهترین ترجمه های "herradura" به فارسی هستند.
herradura
noun
feminine
دستور زبان
-
نعل
nounEnano, no hace falta que me traigas mi herradura.
کوچولو ، تو مجبور نيستي نعل من رو بياري.
-
نعل اسب
nounAlgo sobre cuatro millones de dólares en una herradura.
یه چیزی در مورد.چهار میلیون دلار تو یه نعل اسب
-
هرسشو، کارولینای شمالی
نعل اسب
-
کفش
noun¿Como un lugar para embellecer burros o una tienda de herraduras para burros?
می دونی مثل اصطبل الاغ ها یا کفش فروشی الاغ ها ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " herradura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "herradura"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن