ترجمه "historial" به فارسی
تاریخچه, رزومه, سابقه بهترین ترجمه های "historial" به فارسی هستند.
historial
noun
masculine
دستور زبان
-
تاریخچه
nounNo pude sacar una identificación de este, pero pude rastrear el historial de compras.
، نمیتونی بفهمی کیه اما میتونی تاریخچه خریداشو ردیابی کنی
-
رزومه
-
سابقه
Los profesores veteranos deberían estar exentos si tienen un historial demostrado de excelencia con los alumnos.
اگه سابقه ي شگرفي با دانش آموز ها دارن نبايد اين دوره ي آموزشي رو برن.
-
پیشینه
qué historiales tienen los médicos, la limpieza de los hospitales,
دکترها چه پیشینه ای دارند نظافت بیمارستانها در چه سطحی است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " historial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "historial" با ترجمه به فارسی
-
ارزيابي تاريخچه رژيم غذايي · بررسي تغذيهاي رژيم غذايي · برنامه غذایی · رژیم غذایی
-
تاریخچه نسخه
-
تاریخچه تغییرات
-
تاریخچه مرور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن