ترجمه "hoja" به فارسی
تیغ, برگ, ورقه بهترین ترجمه های "hoja" به فارسی هستند.
hoja
noun
feminine
دستور زبان
Pedazo de papel rectangular. [..]
-
تیغ
nounparte plana de una herramienta, arma o máquina, que tiene un borde de corte
-
برگ
nounParte de una planta que sirve para hacer la fotosíntesis. [..]
Las hojas se hacen marrones en el otoño.
برگ ها قهوه ای می شن توی پاییز.
-
ورقه
nounEstá en las hojas que os hemos dado.
اسمش در ورقه هايي که بين شماها پخش کرديم هست.
-
ترجمه های کمتر
- برگه
- صفحه
- برگ درختان
- برگی شکل
- شاخ وبرگ
- صحفه
- ورق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hoja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hoja"
عباراتی شبیه به "hoja" با ترجمه به فارسی
-
صفحه سبک پیوندی
-
شبدر چهار برگ
-
حشرات برگخوار
-
براسیکا جونسئا · خردل هندي · راي
-
چای
-
چغندر برگی
-
پوپولوس گراندیدنتاتا
-
پودر برگ · پودر علف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن