ترجمه "hombro" به فارسی
شانه, کتف, دوش بهترین ترجمه های "hombro" به فارسی هستند.
hombro
noun
masculine
دستور زبان
Uno de los dos lados del pecho en donde se unen los brazos.
-
شانه
nounparte del cuerpo donde se une el brazo con el tronco
Contamos historias bastante convincentes, pero sutilmente encogemos los hombros.
ما داستان بسیار متقاعد کننده ای را میگوئیم ،و کمی شانه هایمان را بالا میاندازیم.
-
کتف
nounYo te lavé el pelo después de tu cirugía del hombro.
بعد از اينکه جراحي کتف داشتي ، موهاي تو رو من برات شستم.
-
دوش
nounEse hombre lleva todo el peso del mundo sobre sus hombros.
اين بابا غَمِ همه دنيا رو داره روي دوش ميکشه.
-
کول
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hombro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hombro"
عباراتی شبیه به "hombro" با ترجمه به فارسی
-
هل دادن
-
دررفتگی مفصل شانه
-
مفصل شانه
-
درد شانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن