ترجمه "huelga" به فارسی
اعتصاب, وقفه در کار بهترین ترجمه های "huelga" به فارسی هستند.
huelga
noun
verb
feminine
دستور زبان
Paro colectivo de trabajo.
-
اعتصاب
nounParo colectivo de trabajo. [..]
Creo que es lo opuesto a una huelga.
فکر کنم برعکس اعتصاب ِ اتوبوس ها پيش اومده.
-
وقفه در کار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " huelga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "huelga" با ترجمه به فارسی
-
پوست زخم · گر
-
اعتصابها
-
اعتصاب غذا · اعتصاب غذاى زندانيان و غيره
-
پوست زخم · گر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن