ترجمه "hueso" به فارسی
استخوان, استخون, ستخوان بهترین ترجمه های "hueso" به فارسی هستند.
hueso
noun
masculine
دستور زبان
cosa que no se vende o tiene poca venta [..]
-
استخوان
nounórgano firme, duro y resistente que forma parte del endoesqueleto de los vertebrados [..]
¿Para quién has traído el hueso?
برای چه کسی این استخوان را خریده ای؟
-
استخون
Entonces tiene la mente turbada y ese no es el hueso de mi hijo.
پس تو يکم کمبود خواب داري. و واقعا اين استخون پسرم نيست.
-
ستخوان
-
ترجمه های کمتر
- هسته
- جان کنی
- دندان فیل
- رنگ عاج
- عاج
- پوسته هسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hueso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hueso"
عباراتی شبیه به "hueso" با ترجمه به فارسی
-
استخوان پرویزنی
-
پودر استخوان
-
استخوان چهارپهلو
-
استخوان چنگکی
-
استخوان کام
-
استخوان تهیگاهی
-
استخوان پیشانی
-
استخوان اشکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن