ترجمه "huevos" به فارسی
تخمها, خايه, بیضه بهترین ترجمه های "huevos" به فارسی هستند.
huevos
noun
دستور زبان
-
تخمها
Con mucha alegría, vio que los huevos eclosionaban uno a uno.
شادمان نشست به تماشای ترک خوردن تخمها، یکی پس از دیگری.
-
خايه
nounVaya por mi hijo, tráigalo a él y a sus enormes huevos también.
برو پيش پسرم و خودش و خايه هاي گنده شو وردار بيار اينجا
-
بیضه
nounse encontraron machos expuestos a la atrazina, con huevos en los testículos.
در بیضه های نرهایی که در معرض آترازین قرار گرفتند تخمک رشد کرده.
-
ترجمه های کمتر
- تخمها (تغذیه)
- تخمهاي تازه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " huevos " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "huevos" با ترجمه به فارسی
-
تخمریزی · تخمگذاري القايي · تخمگذاری
-
املت
-
خاگینه
-
اووژنز · تخمکزایی · تشكيل تخم · ويتلوژنز
-
اگ ناگ
-
حلوازرده
-
تولید تخم مرغ
-
غشاهاي زرده · غشاهای تخم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن