ترجمه "humedad" به فارسی
رطوبت, نم, تری بهترین ترجمه های "humedad" به فارسی هستند.
humedad
noun
feminine
دستور زبان
Agua dispersa en un gas en forma de vapor de agua o de gotas pequeñas, dispersas a través de un sólido, o condensadas en la superficie de un sólido. [..]
-
رطوبت
nounEn realidad, somos como las plantas en primavera, que florecen cuando reciben calor y humedad.
ما در حقیقت مانند گیاهان در وقت بهار هستیم که با رسیدن کمی گرما و رطوبت شکوفه میدهند.
-
نم
noun¡ Nos mudamos a una ruinas con humedad y sin calefacción central!
ما رو آورديم تو يک خرابه قديمي که نم داره و شوفاژ هم نداره.
-
تری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " humedad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "humedad" با ترجمه به فارسی
-
محتوای رطوبت بذر
-
تحمل آب · تحمل به خاكهاي مرطوب · تحمل تجمع آب · تحمل غوطهوري · مقاومت به تجمع آب
-
رطوبت جوي · رطوبت نسبی · رطوبت هوا
-
غذاهای مرطوب واسطه
-
کمبود آب خاک
-
رطوبتزدايي محيط زیست · کنترل رطوبت
-
محتوای آب · محتوای رطوبت
-
رطوبت خاك · محتوای آب خاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن