ترجمه "imperio" به فارسی
امپراتوری, امپراطوری, حق حاکمیت مطلقه بهترین ترجمه های "imperio" به فارسی هستند.
imperio
noun
masculine
دستور زبان
Gran área bajo el poder de una persona, usado comúnmente en negocios. [..]
-
امپراتوری
adjective nounکشوری پهناور متشکل از ملیت های مختلف
Vencieron a los imperios orientales preexistentes, como los mongoles y los otomanos.
آنها امپراتوری های موجود شرقی مانند مغول و عثمانی را شکست دادند.
-
امپراطوری
nounen los imperios de Europa.
حتی اینکار را در امپراطوری اروپایی هم کرد.
-
حق حاکمیت مطلقه
noun
-
ترجمه های کمتر
- شاهنشاهی
- قدرت مطلقه
- پادشاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imperio" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری مقدس روم
-
ایلامیان
-
امپراتوری روم شرقی · بیزانس
-
امپراتوری روسیه
-
امپراتوری شر
-
شاهان گورکانی · گورکانیان
-
ساسانیان
-
امپراطوری اسپانیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن