ترجمه "imponer" به فارسی

تحميل كردن, تحمیل, تحمیل کردن بهترین ترجمه های "imponer" به فارسی هستند.

imponer verb دستور زبان

Forzar a alguien a hacer algo. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحميل كردن

    Hacer cumplir algo, forzar a alguien a aceptar algo.

  • تحمیل

    No me impongas tu opinión.

    عقایدتان را به من تحمیل نکنید.

  • تحمیل کردن

    verb

    Terminamos imponiendo nuestras propias prioridades en las personas del mundo con malaria.

    ما از تحمیل کردن الویتهای خودمان به مردم جهان مالاریازده دست میکشیم.

  • ضربت زدن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imponer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imponer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "imponer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه