ترجمه "imponer" به فارسی
تحميل كردن, تحمیل, تحمیل کردن بهترین ترجمه های "imponer" به فارسی هستند.
imponer
verb
دستور زبان
Forzar a alguien a hacer algo. [..]
-
تحميل كردن
Hacer cumplir algo, forzar a alguien a aceptar algo.
-
تحمیل
No me impongas tu opinión.
عقایدتان را به من تحمیل نکنید.
-
تحمیل کردن
verbTerminamos imponiendo nuestras propias prioridades en las personas del mundo con malaria.
ما از تحمیل کردن الویتهای خودمان به مردم جهان مالاریازده دست میکشیم.
-
ضربت زدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imponer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imponer" با ترجمه به فارسی
-
مالیات غیرمستقیم
-
capital gains tax
-
وي.آ.تي (ماليات)
-
مالیات بر ارزش افزوده
-
مالیاتبندی سرمایه
-
مالیات بر درآمد
-
مالیاتبندی سرمایه
-
مالیاتبندی سرمایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن