ترجمه "imprimir" به فارسی
چاپ کردن, زدن, منقوش کردن بهترین ترجمه های "imprimir" به فارسی هستند.
imprimir
verb
دستور زبان
Presionar algo sobre una superficie, usualmente con una prensa o una impresora. [..]
-
چاپ کردن
verbReproducir en blanco y negro o color con una impresora.
Quiero que sepan que cultivar tu comida es como imprimir tu dinero.
میخوام مردم بدانند که پرورش دادن غذای خودتان مثل چاپ کردن پول خودتان میماند.
-
زدن
verb -
منقوش کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imprimir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "imprimir"
عباراتی شبیه به "imprimir" با ترجمه به فارسی
-
قطعه
-
ایجاد پرونده بعنوان خروجی چاپ
-
فیبر مدار چاپی
-
مطبوعات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن