ترجمه "incidencia" به فارسی
برخورد, بروز, تصادف بهترین ترجمه های "incidencia" به فارسی هستند.
incidencia
noun
feminine
دستور زبان
La llegada de la radiación o un proyectil sobre una superficie.
-
برخورد
noun -
بروز
número de casos nuevos de una enfermedad en una población y periodo determinado
Bien, echemos un vistazo a algo como la incidencia de autismo por mil.
بیایید به بروز تصادفی این پدیده در بین ۱۰۰۰ نمونه نظر بیفکنیم.
-
تصادف
noun -
وقوع
nounComo la incidencia de los patrones de Moiré.
همانند وقوع طرحهای موجدار.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incidencia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incidencia" با ترجمه به فارسی
-
برخورد · تصادف · وقوع
-
هندسه وقوع
-
ابتلا · بروز بيماري · رخداد بيماري · شيوع بيماري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن