ترجمه "incontable" به فارسی
بيشمار, بی حد و حصر, بیشمار بهترین ترجمه های "incontable" به فارسی هستند.
incontable
adjective
masculine
دستور زبان
-
بيشمار
Debe ser uno de los incontables millones que usted maldijo.
اون بايد يکي از بيشمار افرادي باشه که تو نفرينشون کردي.
-
بی حد و حصر
adjective -
بیشمار
adjectiveY en nuestros propios patios traseros, donde viven entre el musgo en número incontable.
و در حیاط خانه ما ، که بیشمار از آنها در میان خزه ها زندگی می کنند.
-
ترجمه های کمتر
- شمرده نشده
- غیر قابل شمارش
- غیرقابل شمارش
- نشمرده
- کثیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incontable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incontable" با ترجمه به فارسی
-
اسم ناشمارا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن