ترجمه "independiente" به فارسی
مستقل ترجمه "independiente" به فارسی است.
independiente
adjective
masculine
دستور زبان
Persona que presta servicios a sus clientes sin contrato a largo plazo. [..]
-
مستقل
adjectiveLos independientes y los republicanos votan el candidato.
احزاب مستقل و جمهوري خواهان هم قراره به کانديداي دموکرات ها رأي بدن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " independiente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "independiente" با ترجمه به فارسی
-
کنشگر سیاسی مستقل
-
متغیر مستقل
-
فیلم مستقل
-
کشورهای مستقل مشترکالمنافع
-
قاب شی غیر محدود
-
بازی ویدئویی مستقل
-
موسسه انفرادی
-
شی نا محدود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن