ترجمه "indio" به فارسی

ایندیم, ایندیوم, سرخپوست بهترین ترجمه های "indio" به فارسی هستند.

indio adjective noun masculine دستور زبان

indio (persona con apariencia indígena) [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایندیم

    productos químicos [..]

  • ایندیوم

    Elemento químico de símbolo In y de número atómico 49, metal pobre de color gris plata.

  • سرخپوست

    Para mis vacaciones, mi familia y yo fuimos a territorio indio.

    براي تعطيلات تابستوني منو خانواده ام به قلمروي سرخپوست ها رفتيم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "indio"

عباراتی شبیه به "indio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "indio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه