ترجمه "inevitable" به فارسی

حتمی, حتمیالوقوع, ناگزیر بهترین ترجمه های "inevitable" به فارسی هستند.

inevitable adjective masculine دستور زبان

Que no puede evitarse.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حتمی

    adjective

    Con el tiempo, sus cuerpos comenzaron a deteriorarse, lo que les llevó a una muerte inevitable.

    بدن آنان روند تدریجی تخریبی را آغاز کرد که به مرگی حتمی میانجامید.

  • حتمیالوقوع

  • ناگزیر

    Tercero, el nuevo poder no es el vencedor inevitable.

    و سوم ، قدرت نو اجتناب پذیر و ناگزیر نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • اجتنابناپذیر
    • بدیهی
    • حتمی الوقوع
    • نا گريز
    • نا گزیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inevitable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "inevitable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه