ترجمه "intermedio" به فارسی
میانه, نیمه راه, واسطه بهترین ترجمه های "intermedio" به فارسی هستند.
intermedio
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Que ocurre entre dos extremos, o en el medio de un rango.
-
میانه
adjectiveHay todo tipo de realidades intermedias que incluyen algunas cosas y excluyen otras.
واقعیت های میانه ی زیادی هستند که دربرگیرنده ی برخی هستند و بعضی دیگر را شامل نمی شوند.
-
نیمه راه
adjective -
واسطه
adjectiveal calcular los cocientes intermedios necesarios
که برای محاسبه خارج قسمتهای واسطه لازم
-
ترجمه های کمتر
- واقع در میان
- وسطی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intermedio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intermedio" با ترجمه به فارسی
-
قار میانجثه
-
گیاهان واسطه
-
براکیمریا انترمدیا
-
غذاهای مرطوب واسطه
-
میانپایهها
-
مدير مياني
-
فناوري واسطه · فناوری مطلوب · فناوری کمهزینه
-
بافر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن