ترجمه "interno" به فارسی
انترن, داخلی, درونی بهترین ترجمه های "interno" به فارسی هستند.
interno
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Dentro de algo. [..]
-
انترن
nounTenéis ahí a internos de cirugía haciendo exámenes de tórax.
شما انترن هاي جراحي داريد که اونجا آزمايش قفسه سينه انجام ميدند
-
داخلی
adjectiveComo van tan veloces, la relatividad dice que sus movimientos internos son muy lentos.
چون سرعت حرکت اونها زیاده نسبیت می گه که حرکات داخلی اونها آروم می شند.
-
درونی
adjectiveLa parálisis también interfiere con los sistemas internos del cuerpo, que están diseñados para mantenernos vivos.
فلج همچنین با نظامهای درونی بدن تداخل دارد، که برای زنده نگه داشتن ما طراحی شدهاند.
-
ترجمه های کمتر
- اهل خانه
- مرد خانه
- مستخدم خانه
- کارآموز
- کارورز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "interno"
عباراتی شبیه به "interno" با ترجمه به فارسی
-
گوش داخلی · گوش درونی
-
مدارس شبانهروزی
-
تبدیل داخلی
-
لقاح داخلی
-
کپسول داخلی
-
سیاهرگ وداج داخلی
-
موتورهای درونسوز
-
تولید ناخالص داخلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن