ترجمه "interrumpir" به فارسی
بچه انداختن, بی نتیجه ماندن, ریشه نکردن بهترین ترجمه های "interrumpir" به فارسی هستند.
interrumpir
verb
دستور زبان
Detener un proceso, especialmente en cuanto a la producción comercial; dejar de producir, hacer o suplir algo.
-
بچه انداختن
verb -
بی نتیجه ماندن
verb -
ریشه نکردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- سقط کردن
- منقطع کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interrumpir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interrumpir" با ترجمه به فارسی
-
روشنايي تپي · روشنايي نوبتي · روشنايي پيوسته · روشنايي گسيخته · رژیمهای نوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن