ترجمه "inyector" به فارسی
تزریقکنندهها, شیپوره, نوك بهترین ترجمه های "inyector" به فارسی هستند.
inyector
noun
masculine
دستور زبان
-
تزریقکنندهها
-
شیپوره
-
نوك
-
ترجمه های کمتر
- انژکتور
- نازل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inyector " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Inyector
-
انژکتور
También construimos este inyector, Este inyector hace el plasma para empezar.
بسیار خوب، این انژکتور رو هم ساختیم که برای شروع فرایند، پلاسما تولید میکنه.
عباراتی شبیه به "inyector" با ترجمه به فارسی
-
تزريقكنندههاي خاك
-
توزیعکنندههای کود مایع-گاز
-
تزريقكنندههای داخل درخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن